یکشنبه نوزدهم آبان 1387
تنهایی
توی این تنهایی فقط خودم را کوچک می کند........

یکشنبه دوازدهم آبان 1387
من چشم خورده ام......نظر بند سبز
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظربند سبز را که در کودکی بسته بودی به بازوی من....
در اولین حمله تاتار عشق
خمره ی دلم بر ایوان سنگ سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند و پایم به پای راه
من چشم خورده ام، من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفتم در روز روز زندگانی ام
سه شنبه هفتم آبان 1387
ذهن زن........زن
او مي تواند در حالي كه با كامپويتر كار مي كند با تلفن هم حرف بزند و به حرف كسي كه پشت سر اوست گوش دهد و قهوه اش را بخورد.......................
سه شنبه هفتم آبان 1387
نيچه و دجال.ضد مسيحيت
اول اين كه مسيحيت رواج دهنده ي پوچ گرايي" نهيليسم" مي باشد و دوم اين كه انسان را زير سايه ي خداوند مي دانند و چنين است كه انسان خود را مجبور و موجودي بي اراده مي ژندارد و هر چه خواست خداوند است پش مي ايد..."پس خواست و اراده ي انسان چه مي شود؟؟؟؟؟
با كمي تفكر اين اشكالات بر دينهاي جمعي از جمله اسلام نيز رواست....حال اين سوال مطرح مي شود
آيا تفاسيري كه علماي ما از اسلام مي كنند دچار اشكال است يا خود اسلام دچار مشكل مي باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سه شنبه هفتم آبان 1387
حجله
ول تو به حجله مي روي و من به گور
سه شنبه هفتم آبان 1387
سراب..شراب
جز دسترس به وصل ويم ارزو نبود
دادم در اين هوس ، دل ديوانه را به باد
هر سو شافتم پي ان يار نا شناس
گاهي ز شوق خنده زدم ، گه گريستم
بي آن كه خود بدانم از اين گونه بي قرار،
مشتاق كيستم
..........................
